هرآنکس باهنرشد دربه درگشت
به وقت مرگ اودنیا خبرگشت
هرآنکس عاشق ودلباخته گردید
به امیدوصال دیوانه سرگشت
هرآنکس همچوسروآزاده گردید
اسیرخشم وعصیان تبرگشت
هرآنکس با وفا بود ومحبت
نصیبی که نبردآزرده سرگشت
هرآنکس با حیا بود ومتانت
زبسیارغصه خوردن خون جگرگشت
هرآنکس بی حیا بود ودروغگو
بسی پیشرفت نمودوتاج سرگشت
هرآنکس همچوناقد نقد می کرد
زبی مهری دچاردردسرگشت
اشعار انتقادی ...ما را در سایت اشعار انتقادی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67